خرید بک لینک
کمانگاهی به تاریخ آخرین نوشته انداختم!امروز . نزدیک به چهار ماه از آخرین به روز رسانی.بنظرم هیچ وقت اینقدر طولانی نشده بود ننوشتن و یا نتوانستن! ویا....خواب زمستانی هم اگر بود باید تا حالا بیدار می شد

برچسب: نویسنده: بردیا صفری تاريخ: شنبه 9 آذر 1398 ساعت: 16:02

یک معبد ودو محراب,.........در منتها الیه شمال غربی اتاق محراب, کوچکی بود.با صلیبی ساده و سیاه رنگ یا به نظرم من سیاه رنگ از چوب.با عکسی از بانویی زیبا که کودکی تپل بر روی زانوانش نشسته که چشم به صورت م

برچسب: نویسنده: بردیا صفری تاريخ: شنبه 9 آذر 1398 ساعت: 16:02

کسی سردار, خان را به یاد داره؟نه؟خوب سردار, خان همونی که یه ماشین درو گر با دوستان براش خریدیم و در سخنرانی اش گفت برای هر فرد یک عدد بیاور! و من هم گفتم سردار, خان مگه قوطی کبریته که برای هر فرد یک عدد

برچسب: نویسنده: بردیا صفری تاريخ: شنبه 9 آذر 1398 ساعت: 16:02

عمه منور!!لابد می گید شما که گفتی عمه نداری؟!! آها مچتو گرفتیم! بعله درسته قبلن هم یه پستی نوشته بودم من و عمه های نداشته ام! یادتان مانده؟خوبه این یکی پست مال خیلی وقت پیش نیست و اغلب دوستان مطمینم

برچسب: نویسنده: بردیا صفری تاريخ: شنبه 9 آذر 1398 ساعت: 16:02

فرهیخته دوستی دارم.انسانی بسیار شریف.با همسر مهربانش از حیوانات ولگرد همه جوره حمایت می کند.حدود ده دوازده تا سگ و شاید بیست تا گربه ولگرد در حاشیه زندگی اش زندگی می کنند.مداوایشان می کند .غذا و امنیت

برچسب: نویسنده: بردیا صفری تاريخ: شنبه 9 آذر 1398 ساعت: 16:02

ساقی غم من بلند آوازه شده

سرمستی من برون ز اندازه شده

با موی سپید سرخوشم

که با غم تو بهار دل تازه شده.

.......

پ.ن: البته روایت دیگری هم هست:

ساقی غمِ من بلندآوازه شدهاست،

سرمستیِ من برون ز اندازه شدهاست؛

با مویِ سپیدْ سرخوشم کز میِ تو؛

پیرانهسرم بهارِ دل تازه شدهاست.

برچسب: نویسنده: بردیا صفری تاريخ: شنبه 9 آذر 1398 ساعت: 16:02

حالما خوش نیست!

انگار به تمام سلولهای بدنمان توهین شده! توهینی که بار ها تجربه اش کرده ایم و هر بار شدتش افزون شده است!

براستی ما در کجای جهان ایستاده ایم؟

گر زحال دل خبر داری بگو

ورنشانی مختصر داری بگو

مرگ را دانم ولی تا کوی دوست

راه اگر نزدیکتر داری بگو

.....

برچسب: نویسنده: بردیا صفری تاريخ: شنبه 9 آذر 1398 ساعت: 16:02

صفحه بندی